سه راه مطمئن به منظور استمرار در نوشتن

سه راه مطمئن به منظور استمرار در نوشتن

تاریخ معرفی کتاب : یک شنبه 25 آبان 1399

 

"نویسنده کسی است که نوشتن برای او سخت تر از دیگران باشد."

                                                        Thomas Mann

 ایساک آسیمف در طول زندگی اش 500 کتاب را نوشت و یا ویرایش کرد وهمچنین تعداد 900 نامه را نیز به تحریر درآورد.

نویسنده ی رمانهای عاشقانه، باربارا کارتلند، بیش از 700 کتاب نوشت.

استفان کینگ 60 اثر داستانی طولانی و چیزی حدود 200 داستان کوتاه نوشته است.

آخر چگونه یک نفر تا این حد پرکار می شود؟!

مهم ترین درسی که من از نویسندگان مورد تحسینم فراگرفته ام به خودی خود ساده است:

اگر کسی شروع به نوشتن نکند، نمی تواند بنویسد!

در این دوره ی شوریدگی های پایدار و مشغولیت های بی خردانه، انتظام مورد نیاز به منظور اینکه خودمان را بنشانیم و به سادگی شروع (به نوشتن) کنیم، به طور چشمگیری نادر شده است. با این حال، همانگونه که چندی از نویسندگان بزرگ عصر ما به اثبات رسانیده اند، این مساله امری است امکان پذیر. در اینجا به سه راه مطمئن که به شما کمک می کنند که مستمرتر بنویسید اشاره می شود:

1.منتظر وحی و الهام نمانید.

"من هم نسبت به این مساله کمتر از توسردرگم نیستم. من فقط عادت دارم که انجامش بدهم."

David Mamet

آنچه ایساک آسیمف و همینگوی های دنیا به آن پی برده اند این است که شما نمی توانید همینطور منتظر وحی الهی باشید تا سربرسد.

ابتدا این شما هستید که باید یورش ببرید.

شما مجبور هستید که بنویسید، چه حوصله ی آن را داشته باشید و چه نداشته باشید.

کلید کار اینجاست:

ثابت قدم باشید.

این مساله بدان معناست که باید دیوانه وارعاشق شکست باشید، قادر باشید بپذیرید که اثرتان معیوب است و هر روز زمان و مکانی را برای نوشتن در نظر بگیرید بدون اینکه حواستان پرت شود.

هرچه شرایط رشد و نمو بهتری را فراهم کنیم، شانس موفقیت ما بیشتر خواهد بود. همچنین می توانیم یک برنامه ی مربوط به نویسندگی را اجرا کنیم.

شاید شما از ساعت 6 الی 6:30 صبح، یعنی پیش از اینکه بقیه ی دنیا و یا حداقل خانواده تان از خواب برخیزند به نوشتن می پردازید.

شاید تا آنجا به نوشتن ادامه می دهید که 500 لغت نوشته باشید.

درهر صورت، به کار بستن یک ضابطه می تواند به شدت کمک حال باشد. محدودیت ها الهام بخش خلاقیت می باشند.

 

 

2. مگذارید انتقاد دیگران شما را متوقف سازد.

"توان روح و روان یک شخص با میزان حقایقی که می تواند تحمل کند اندازه گیری می شود.

Friedrich Nietzche

روزی یک نمایش نامه نویس به نام ادوارد البی به منتقدی گفت:

"من تنها به این خاطر که تو(آثار مرا) نمی پسندیدی دست از نویسندگی نکشیدم."

اگر قرار بر این است که به طور مداوم بنویسید، این امکان وجود دارد که کار شما همواره عالی نباشد. در حقیقت، بسیاری از آثار شما ناامید کننده خواهند بود. نکته ی کلیدی اینجاست که اجازه ندهید این امر شما را از تلاش کردن باز دارد. همانطورکه دیوید مامت  نمایش نامه نویس گفت،"اگر می خواهید نویسنده بشوید باید بد بودن را تاب بیاورید، چرا که در غیر این صورت هیچگاه اثر خوبی را نخواهید نوشت."

یکی از بزرگترین موانع برای تبدیل شدن به یک نویسنده ی چیره دست ناتوانی در شکیبایی کردن در برابر اثری است که(از نظر شما) عالی نیست. کلید ماجرا درک این مساله می باشد که مسیر خبرگی، مسیری است طولانی و (در عین حال) کوتاه، اما شما تنها زمانی می توانید به هدف خود برسید که به رفتن ادامه دهید.

3. با پیروزی های کوچک شروع کنید.

این امکان وجود دارد که شما در یک روز 5 جمله بنویسید ودر روز بعدی دو جمله. با این حال، به جای اینکه خودتان را شماتت کنید که چرا شکسپیر نیستید، می توانید تلاش خود را ارج بنهید. و در صورتیکه احساس می کنید در رنجشی دائمی نسبت به این موضوع به سر می برید، احتمالا آرزوهایتان بیش از حد بزرگ می باشند. از اینکه معیارهای خود را تقلیل دهید و برداشت خود از موفقیت را بازتعریف کنید نهراسید. اگر پشت میز خود نشسته اید ولی چیزی ننوشته اید می توانید آن (عمل نشستن پشت میز به منظور نویسندگی) را به عنوان یک پیروزی برای آن روز برشمرید و به تدریج از آن نقطه شروع به پیشرفت کنید.

آنگاه که مستاصل هستیم، اغلب خیلی زود تسلیم می شویم، در عوض به ایمیل ها، متن ها و دیگر پرت اندیشی ها توسل می یابیم. اما ادامه دادن کاری که خوب پیش نمی رود به شهامت نیاز دارد. در طول زمان، آن شهامت به عزم نمو می یابد.

خواه یک کلمه بنویسیم و خواه هزار کلمه، تمرکز برروی پویایی، بدون در نظر گرفتن اینکه نتیجه ی بدست آمده تا چه میزان چشم گیر باشد، بخشی اساسی از استمرار در نوشتن است.

کافیست شروع کنید.v